۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه

و دوباره ارضا شـــــــــــــــدن !!!!!!!!!

به قلم وودی آلن

در زندگي بعدي من مي­خواهم در جهت معکوس زندگي کنم !
با مردن شروع مي­کني و مي­بيني که همه چيز خيلي عجيب است...
سپس بيدار مي­شوي و مي­بيني که در خانه سالمندان هستي!
... و هر روز که مي­گذرد حالت بهتر مي­شود...!
بعد از مدتي چون خيلي سالم و سرحال مي­شوي از آنجا اخراجت مي­کنند!
بعد از آن مي­روي و حقوق بازنشستگي­ات را مي­گيري و وقتي کارت را شروع ميکني در همان
روز اول يک ساعت مچي طلا مي­گيري و يک ميهماني برايت ترتيب داده مي­شود !!!
(ميهماني اي که موقع بازنشستگي براي شما مي­گيرند و به شما پاداش يا هديه مي­دهند).
۴۰ سال آزگار کار مي­کني تا جوان شوي و از بازنشستگي­ات لذت ببري...!
سپس حال مي­کني و الکل مي­نوشي و تعداد زيادي دوست دختر خواهي داشت و کمي بعد بايد
خودت را براي دبيرستان آماده کني !!!
سپس دبستان و بعد از آن تبديل به يک بچه مي­شوي و بازي مي­کني و هيچ مسووليتي نداري...
سپس نوزاد مي­شوي و آنگاه به دنيا مي­آيي !
در اين مرحله ۹ ماه را بايد به حالت معلق در يک آب گرم مجلل صفا ­کني که داراي حرارت
مرکزي است و سرويس اتاق هم هميشه مهيا است، و فضا هر روز بزرگتر مي­شود، وااااي!
و در پايان شما با يک ارضاء به پايان مي­رسيد...!
مي­ بينيد که حق با بنده است !!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر