۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

شیشه پنجره را باران شست از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست


شیشه خاطر من محفوظ است ، یاد تو در پس دیوار دلم جا دارد ، حفظ کردم او را ، از گزند همهء بارانها ، من هنوز منتظرم .....

۱ نظر:

  1. آسمان سربی رنگ
    من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
    می پرد مرغ نگاهم تا دور
    وای باران
    باران
    پر ِ مرغان ِ نگاهم را شست .

    پاسخ دادنحذف